mousavi30249

نگاهی به نقش ابراهیم ابن مالک اشتر در قیام مختار
نویسنده : uuuuuuuuuuuuuuuu - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٧

اینروزها یکی از پر بیننده ترین سریالهای تلویزیونی که مورد اقبال عموم علاقمندان به برنامه های تلویزیونی قرار گرفته و شامگاه جمعه ها ، بینندگان بیشماری را به پای این جعبه ی جادویی می کشاند سریال فاخر مختار می باشد . با توجه به اهمیت نقش مختار و فرمانده مقتدر سپاهش یعنی ابراهیم بن مالک اشتر نخعی در انتقام از قاتلین امام حسین (ع) ، صاحب این قلم تصمیم گرفت تا نگاهی مروری به نقش ابراهیم در قیام مختار و سر نوشت این مرد سیاس و کیاس و بنوعی منتقم خون شهدای کربلا بیاندازد . ابراهیم پسر مالک بن حارث اشتر نخعی سردار نامی و فرمانده کل قوای امیر المومنین علی (ع) بوده و در جنگ صفین علیرغم نوجوانی به همراه پدر شرکت داشته و شجاعت ها از خود نشان داده بود . هنگامیکه مختار آماده ی قیام گردید اطرافیانش به وی توصیه کردند که با توجه به قدرت و شجاعت و کثرت افراد قبیله ی ابراهیم ، در صورت پیوستن وی به مختار ، موقعیت مختار تقویت خواهد شد . لذا مختار گروهی را جهت دعوت از ابراهیم به منزل وی فرستاد که پس از مذاکرات لازم به وی متذکر شدند که پدرت (مالک) از دوستان علی (ع) و اهل بیت (ع) بوده تو نیز برای خونخواهی امام حسین (ع) با ما یار و همراه باش ، ابراهیم پاسخ داد که قبول میکنم به شرطی که ریاست و اختیار کار را به من بسپارید ، گفتند البته شما شایستگی و لیاقت و صلاحیت این کار را دارید ولی متاسفانه این راه مسدود گردیده زیرا مختار از جانب محمد بن حنفیه مامور اینکار شده است . ابراهیم ساکت شد و دیگر سخنی نگفت ، بناچار گروه اعزامی مراجعت و جریان را به مختار گزارش کردند . که مختار پس از سه روز گروهی از یاران خود را به همراه بر داشته و بی آنکه مقصد را به آنان اطلاع بدهد راهی گردید تا اینکه به منزل ابراهیم وارد شده و خطاب به وی نامه ای ارائه کرده و گفت : این نامه اای است از مهدی محمد بن علی امیر المومنین (ع) و او بهترین انسانهای روی زمین در این زمان است و پسر بهترین انسانها بعد از انبیا و رسولان می باشد . وقتی ابراهیم نامه را گشود دید که نوشته  : از محمد ، مهدی به ابراهیم پسر مالک اشتر ، بدرستیکه وزیر و امین خودم را بسوی شما بر انگیختم و به او دستور دادم که به خونخواهی اهل بیت (ع) من بر خیزد پس تو با قبیله ات با او باش و همراه او بجنگید که اگر چنین کنی ترا به فرماندهی کل سپاه انتخاب می کنم و در فاصله ی کوفه تا دور ترین نقطه ی شام هر شهری که به تصرف ما در آید تو را بر آن حکومت خواهم داد . ابراهیم پس از قرائت نامه گفت : قبلا محمد بن حنفیه برای من نامه می نوشت و هیچیک از نامه هایش جز نام او و نام پدرش چیز دیگری به آن افزوده نگردیده ، یعنی ادعای مهدویت نداشت ) مختار گفت : آنروز روزی بود و امروز روز دیگر ، ابراهیم در ادامه گفت : آیا کسی هست که تصدیق کند این نامه محمد بن حنفیه است ؟ همه ی کسانی که با مختار آمده بودند جز دو نفر گواهی دادند که نامه از محمد حنفیه است ، لذا ابراهیم از جای خود بر خاست و با مختار بیعت نمود . چنانکه از متون تاریخی مستفاد می گردد این نامه از سوی محمد حنفیه صادر و ارسال نگردیده ، بلکه مختار برای نیل به اهداف متعالی خود به جعل نامه مبادرت جسته بوده و صاحب کتاب « طبقات » هم در این خصوص آورده که : مختار از زبان محمد حنفیه این نامه را نوشت . پس از بیعت ابراهیم با مختار و طرح نقشه ی قیام، تصمیم گرفته شد که در شب پنج شنبه چهاردهم ربیع الا ول سال 66 هجری قیام کنند و هر شب ابراهیم به خانه ی مختار جهت بررسی اوضاع رفت و آمد داشت تا اینکه در شب سه شنبه دوازدهم ربیع الا ول پس از نماز مغرب به همراه یکصد نفر از همراهانش در حالیکه زره از زیر لباس پوشیده بودند به سمت خانه ی مختار حرکت نمودند . در این هنگام ایاس پسر مضارب فرمانده سپاه ابن مطیع فرماندار کوفه بود و از قیام قریب الوقوع مختار اطلاع یافته و لذا میادین کوفه را از سپاه پر کرده و راهها و کوچه های بزرگ را تحت کنترل قرار داده بود که در همین هنگام با ابراهیم روبرو و در طی در گیری ایاس فرمانده سپاه کوفه بدست ابراهیم کشته شده و افرادش رو به هزیمت نهادند . ابراهیم با سر بریده ی ایاس وارد منزل مختار شده و پس از ارائه ی گزارش تاکید نمود که می بایست همین امشب قیام را آغاز نمائیم که مختار با خوشحالی پذیرفت و دستور حمله را صادر کرد . در پی ایجاد درگیری ها ابراهیم یکی بعد از دیگری دشمنان را مغلوب و در نهایت با رهانیدن مختار از محاصره ی دشمن اقدام به محاصره ی قصر حکومتی کوفه کرد . ابن مطیع فرماندار کوفه پس از سه روز محاصره ، شبانه فرار کرده و نهایتا قصر حکومتی کوفه بدست مختار و عواملش افتاد . در همین هنگام با تکیه زدن مروان حکم بر تخت خلافت در دمشق دو سپاه عظیم جهت مقابله با دشمنان خود یکی به سمت حجاز برای جنگ با عبدالله بن زبیر و دیگری را به فرماندهی ابن زیاد به عراق گسیل داشت . مختار هم یزید ابن انس را به مقابله با ابن زیاد فرستاد که سپاه ابن زیاد دو بار از یزید ابن انس شکست خورد ولی یزید بن انس بدلیل بیماری در گذشت و ورقائ بن غارب اسدی به جای وی فرماندهی را بر عهده گرفته و با صلاحدید یاران به کوفه عقب نشینی کرد . خبر این واقعه که به مختار رسید ابراهیم را با هفت هزار سرباز به موصل روانه نمود . در همین حین با انتشار خبر مرگ یزید ابن انس در کوفه چند گانگی ایجاد شد و کوفیان صد چهره مختار را محاصره نمودند که وی نامه ای به ابراهیم نوشته و به ووی متذکر شد که به محض وصول نامه بدون اندک تاملی خود را بمن برسان و لذا ابراهیم از نبرد با ابن زیاد منصرف و با سپاهیان تحت فرماندهی خود با سرعت هر چه تمامتر و بدون توقف در بین راه خود را به کوفه رسانید . مختار به کمک ابراهیم پس از سر کوبی شورشیان کوفه دستور داد اسیرانی را که در قتل امام حسین (ع) و یارانش شرکت داشته اند به هلاکت رسانند و چون خیالش از بابت مخالفین راحت شد ابراهیم را به جنگ ابن زیاد گسیل نمود . ابراهیم با در نظر گرفتن توصیه های جنگی مختار با سرعت به سمت موصل حرکت و در روستای بارشیائ از روستاهای موصل کنار نهر خازر به سپاه ابن زیاد رسیده و در طی جنگی که خود ابراهیم نقشی تاریخی در آن داشته ، ابن زیاد را شکست داده و بخش اعظمی از سپاه وی را در آب غرق نمود . از وی نقل است که به اطرافیان اشاره نمود که در کنار نهر یک نفر را کشتم که بوی مشک  از او به ممشام می رسید بگمانم ابن زیاد باشد و نشانی چنین است که ویرا از کمر به دو نیم کردم که جسد را پیدا کرده و سر از تنش جدا و به همراه سر دیگر سران سپاه شام به نزد مختار ارسال نمودند . ابراهیم پس از پیروزی وارد موصل شده و زمام امور را بدست گرفت . در همین زمان باز این کوفیان بد کردار که ابراهیم را در کنار مختار ندیدند با مصعب بن زبیر که از طرف برادر خود عبدالله بن زبیر استاندار بصره بود قرار و مدار گذاشتند تا علیه مختار وارد جنگ شوند و سر انجام پس از چند روز محاصره قصر حکومتی ، مختاربا نوزده نفر از یارانش از قصر خارج و با سپاه مصعب وارد جنگ شدند تا اینکه خود و یارانش کشته شده و تسلیم شدگان را نیز بدستور مصعب بن زبیر از دم تیغ گذرانیده و قائله ی مختار را برای همیشه به تاریخ واگذاشتند . در این زمان ابراهیم در درگیری ها شرکت نداشت و به همین دلیل از طرف مصعب در مسئولیت حاکم موصل ابقائ گردید . عبدالملک ابن مروان از شام برای بزرگان کوفه و موصل و عراق نامه ها نوشته و حتی با ابراهیم هم مکاتباتی داشته و او را به همکاری با خود فرا خوانده بود که ابراهیم مخالفت کرده و در نهایت در جنگ مصعب با سپاه شام ، در حالیکه فرماندهی سپاه عراق با ابراهیم بود ،افرادی همچون عتاب ابن ورقائ به ابراهیم خیانت کرده و با فرار خود موجبات مرگ ابراهیم و شکست وی را فراهم آورده و مصعب ابن زبیر نیز در همین جنگ کشته شده (71 یا 72 هجری ) و در همین زمان نیز حجاج بن یوسف ثقفی در هفدهم جمادی الاخر سال 72 عبدالله بن زبیر را کشته و سرهای این افراد را به دربار عبدالملم به شام ارسال نموده بود . گفته می شود که قبر ابراهیم در نزدیکی سامرا و دارای بقعه و بارگاهی است و محل زیارت مردم می باشد .                               

 سید قاسم موسوی ابهری         

منابع :                                                                                                            

اعیان الشیعه ،طبقات ، طبری ، کامل ، کتاب صفین                                                        

 

 

 

                                                                                                                              


comment نظرات ()